تبليغاتX
تمبک
Click for Full Size View

 

همکاران قدیمی

 

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 3:19 |
Click for Full Size View

 

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم ...

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 3:8 |
Click for Full Size View

 

شام آخر

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 2:59 |

خرمشهر سال ۱۳۷۸

از چپ به راست مرحوم داریوش زرگری،من(نیما مالکی زاده) و فریبرز عزیزی

یادشان گرامی

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 2:30 |

قطار تمبک

 

 

تمبک یکی از سازهای کلیدی موسیقی ایران می باشد،که از آغاز تا به امروز پیشرفت چشمگیری داشته،که از این رو بنده یکی از نوازندگان این ساز زیبا در صدد بر آمدم تا اشاراتی به تغییر وتحولات،از ابتدا تا کنون داشته باشم.

در دهه 30 مرحوم استاد حسین تهرانی تمبک را به جایگاهی رساند که دیگر مردم با نگرش قهوه خانه ای به این ساز نمی نگریستند و این موضوع برای صاحبان اهل فن یک اتفاق ساده نبود،آنها معتقد بودند که تهرانی این ساز را بر سر جایگاه خود نهاده است و به قولی به این ساز شخصیت بخشیده است.

این موضوع یکی از پر اهمیت ترین اتفاقات هنری آن زمان به شمار می رفت تا جائی که برنامه ای اختصاصی از تلویزیون برای مرحوم استاد تهرانی ترتیب داده شدو ایشان تکنوازی تمبک را برای اولین بار برای میلیونها نفر اجرا کرد.

این برنامه لطف بسیار بزرگی به درک این سازدر میان مردمان آن زمان نمود.

بعد از اینکه عصر این انسان بزرگ رو به اتمام نمود چندین نوازنده که به نوعی تحت تعلیم آن بزرگوار قرار گرفته بودند پا به عرصه نهادندکه می توان آقایان محمد اسماعیلی،بهمن رجبی و مرحوم امیر ناصر افتتاح اشاره کرد. هنگامی که این نوازندگان پا به عرصه این ساز نهادند هر یک از آنها با توجه به خلاقیتشان این ساز را چنان به تکامل رساندند که هر کدام برای خود داعیه خاصی داشتند.در میان آنان می توانم آقای بهمن رجبی را مثال بزنم،ایشان چنان تغییر و تحولاتی در این ساز به وجود آورد که دیگر قابل مقایسه با دوران مرحوم استاد حسین تهرانی نبود.

یکی از خصایص تمبک این است که نوازنده را به سوی خلاقیت سوق می دهد.

به نظر بنده آغاز دوره دوم تاثیر بسیار زیادی در نحوه نواختن تمبک نهاد، دیگر، هنرمندان دغدغه شخصیت تمبک را نداشتند که این مرحمت از زحمات مرحوم استاد حسین تهرانی به جای ماند.

از این پس نوازندگی وتکنیک مورد توجه اهل فن قرار گرفت.در سالهای 1340 تا 1357 نوازندگانی نو ظهور پا به وادی این ساز نهادند.که می توانم آقایان محمود فرهمند بافی، مرحوم ناصر فرهنگ فر و حاج مرتضی خان اعیان را نام برد.این نوازندگان هم نفش به سزایی بر تحول تمبک داشتند که در میان آنها می توانم به مرحوم ناصر فرهنگ فراشاره کنم. من این عصر را عصر سوم تمبک نامیدم.

در دهه های 60 تا 70 تنوع اجرا تمبک به اوج خود رسید.این پیشرفت چشمگیر در هیچ سازی مثل تمبک دیده نمی شود.

در همان سالهانوازندگانی جوان که تحت تعلیم اساتید مکاتب عصر اول ،دوم و سوم قرار گرفته بودند پا به عرصه نهادند که می توانم ازآقایان جمشید محبی،مرحوم داریوش زرگری،ارژنگ کامکار،کامبیز گنجه ای و محمد اخوان یاد کنم.

البته نظر شخصی بنده این است که تمبک تا عصر سوم با سرعت و بسیار عالی رشد کرد،ولی متاسفانه از دهه 60 تا به حال دیگر شاهد اتفاق چشمگیری نبودیم که البته این به معنای توقف این ساز نیست بلکه معتقدم شرایط مطلوب فراهم نبوده است.

باشد که دوباره شاهد پیشرفت نواختن تمبک به طور اساسی و مهم باشیم.

پرده بگردان و بزن ساز نو          هین که رسید از فلک آواز نو

 نیما

 

 ۱۲/۱۱/۸۶

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 23:36 |

يك خاطره

هنوز خيلي از رفتنش نگذشته

هنوز صدايش و كلامش در گوشم هست

هنوز يادمه كه اهل كجا بود

هنوز آدرس آثارش را دارم

هنوز يادمه كه در عين شهرت چقدر سختي كشيد

هنوز مي دانم كه دوستانش گاهي اورا آزرده مي كردند

هنوز روز اول آشنايي را يادم هست

هنوز صداي سازش را مي شنوم

هنوز در من بيدار است

هنوز من ساز او را مي نوازم

هنوز هم به او اعتماد دارم

هنوز هم مي خواهم او را در عالم ديگر ببينم

 

براي چراغ هنرم

داريوش زرگري

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 21:18 |

هوالمحبوب

سلام عليكم

در بيا نيه اي در اواخر خرداد ماه مديركل دفتر شعرو موسيقي

اعلام كرد طرح حمايت و پاسداري از موسيقي ملي يا همان سنتي در جلسه اي با وزير فرهنگ و ارشاد مطرح شده و اين طرح مورد استقبال وزير قرار گرفته

خسته نباشيد

بايد به عرضتان برسانم كه بيش از يك دهه است كه موسيقي ملي ما يه ياد فنا رفته وحال كه  کار از دست شده این موضوع را مطرح كرده ايد.

تا خستگي از بدن و روحتان بكاهد

هزاران نوازنده و آهنگساز در زمينه موسيقي ملي به كار مقدس دست فروشي و كارگري مشغولند.

شما چه كار مي خواهيد براي آنها بكنيد؟

آنها براي گرفتن مجوز براي يك كنسرت موسيقي سنتي سه تا چهار ماه بايد طي الارض بكنند تا شايد بتوانند مجوز را بگيرند.

حال به نظر شما چقدر انگيزه لازم است تا اين طي الارض به سرانجام بنشيند.

من معتقدم كه بهتر است همچنان آنها را به حال خود واگذاريد تا شايد زمان براي آنها چاره اي بسازد.

نوش دارو بعد از مرگ سهراب

                                                          

 

                                                        الله توفيقتان دهد

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 18:21 |
یا علی  

دستگاه نوا  خوانده و تنظیم خودم به همرایی دوست عزیزم ساسان حفیظی 

شاعر خانم رقیه فروزانفر

یا علی
+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 21:8 |
بعد از کلیک روی نام آهنگ پنجره ای برای شما باز میشود

سپس در پایین پنجره باز شده مانند تصویر زیربرروی کلید مشخص شده کلیک نمایید:

 

سپس در پنجره بعدی پس از وارد نمودن کد نمایش داده شده در قسمت مربوطه بر روی کلید مشخص شده در تصویر برای دانلود کلیک نمایید:

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 20:43 |

دیگه بسه  تنظیم و خوانده خودم

  شاعر خانم رقیه فروزانفر

 تاریخه ضبط  تیر ماه  ۸۵  آبادان

  برای دوستم عباس دهبا شی

دانلود 

دیگه بسه

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 20:19 |
Your Image Thumbnail

برای نیما

از طرف سیلویا به مایک بوداوسکی

روزهات مبارک!!

تو و من/من و تو مامان

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 2:21 |

دانلود آهنگ

بعد از نیما
+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 21:1 |
Your Image Thumbnail
+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 20:36 |

 

فسانه خواب

 

هرکسی از ذن خود چیزی بیاموخته

واز درونِ عقلِ خویش با سعی اندوخته

ِسر کس از ذات او بیرون نیست

لیک با عقل خرد محشور نیست

نی حدیث راه پرخون گفته بود

ناله هایش را به مجنون داده بود

با لب دمساز خود کی گفتمی

همچو نی خالی بود این گفتنی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 22:26 |

هنر دعا       music

خداوندا حالي ده تا بتوانم هنر تو را بشناسم.

خداوندا نسل باقي مانده هنر موسيقي را به سلامت دار.

خداوندا بداهه نوازي هاي زيبا يشان را به تنظيم و گروه نوازي تبديل بفرما.

خداوندا بهانه هاي آسماني و زميني به دست اساتيد فن عنايت نفرما.

خداوندا گمنامانمان را در مناطق مختلف كشف و حفظ بفرما.

خداوندا هنرمندانمان را بخوصوص نوازنده ها و موزيسين ها را از چند شغلي برهان.

خداوندا خداوندا ما را از شر تنظيم و بازسازي قطعات دهه 30 و 40و50 نجات بده.

خداوندا استاد تجويدي پيش شماست.

خداوندا فشار و سختي بر ما فرو فرست تا شايد گشايش خلاقيت شود.

خداوندا حال بازنشستگي از اهل فن به دور بدار.

خداوندا نام و شهرتشان را بگير ولي نانشان را نگير.

خداوندا اگر ناممان را مي گيري به راستي نانمان را از كه بگيريم.

خداوندا مال و ثروت واقعي را به اهل فن ده.

خداوندا خوابمون مي ياد ... نه اين جز دعا نبود.

خداوندا به اهل فن بدل فن عنايت بفرما.

خداوندا خداوندا ضد ضرب به اهل ضرب مزن.

و در پايان از خداوند خواستارم.

روح تمام هنرمندان را بخوصوص موزيسين ها، با ارواح مطهره بزرگواراني چون آقا حسين قلي خان-ميرزا عبدالله - درويش خان - و ارواح مقدسه ديگر محشور بفرما.

و ديگر اينكه

ارواح تمام هنرمندان ما را كه درارتباط با هنر موسيقي در خارج از كشور مرحوم شده اند با ارواح بزرگواراني چون بتهون - مرحوم موتزارت - مرحوم باخ و بالاخره مرحوم شوپن محشور بگردان.

الهي آمين يا رب الموسيقين.

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 4:43 |

ِكناله

بيائيم گوسفند بپرورانيم

بيائيم به فرزندانمان گوسفند پرورانيدن بياموزيم

بيائيم حرفهاي يكديگر را بلغور كنيم

بيائيم تمام كلماتمان بيشتر از مشتي سنت اشتباه نباشد

بيائيم همه مثل هم شويم عين هم

بيائيم رازمان را در ماشين ها وقطارها فاش كنيم

بيائيم دوستي يك شبه در سفر داشته باشيم

بيائيم به خانواده خود روزمَرگي را ياد بدهيم

بيائيم همه با هم فراموش كنيم مال كجائيم

بيائيم مسخ شويم

بيائيم خسته نشويم ازاين همه

بيائيم با بدبختي هامون گَِل بازي كنيم

بيائيم با فرزندانمون هيچي بودن يازي كنيم

بيائيم فقط به درآمد فكر كنيم

بيائيم به هر طريقي احتياجاتمون رو برآورده كنيم

بيائيم تا مي توانيم حرف بزنيم

بيائيم به هم گير كنيم

بيائيم نفهميم چرا مصيبت زده ايم

بيائيم شعارهاي زيبا فقط بدهيم

بيائيم زنده باد جهل و پاينده باد ناداني را با هم بخوانيم

بيائيم ياد بگيريم كه اصلا نيائيم

بيائيم تا آخر زندگيمان از بترسيم ها بترسيم

               بیائیم نيائيم

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 1:18 |
قبل از اينكه به نكته مورد نظر خودم اشاره كنم بايد اعتراف كنم كه من با هيچ هنر و هنرمندي مخالفتي ندارم و با توجه به اوضاع كنوني آنها را نيز هم ستايش مي كنم.

واما.......

شنيده بودم كه محدوديت ، خفقان، بن بست،به خلاقيت ،ابتكارو دگرگوني منتهي مي شود وراه به تازگي و طراوت پيدا مي كند

چرا؟!

چون فكر مي كنم نمونه آن را در سال ۵۶تا۶۰همه ما ايراني ها ديده و شنيده ايم از باب موسيقي ايراني يا سنتي يا اصيل را مي گويم.

اگر يادتان باشد از زير زمينه شروع شد و در نهايت در فريادها شنيده شد.

 سالها به طول انجاميد،تا اينكه به نسل من هم رسيد و ما و منها از آن بهره مند شديم ولي براي ما مثل يك نسيم بود و وزيد.

حتما مي دانيد درباره چه مي گويم........

دوران زيبا ،جشن هنرها ودوران بازنشستگي شب ،سكوت.

دوران زيبا باز جشن هنرها دوران بازنشستگي راز نو.

دوران زيبا باز هم جشن هنرها دوران بازنشستگي وطن من.

دوران زيبا همان و دوران بازنشستگي همنوازان شيدا.

آخي آخي

نمي شه واقعا گفت ايراد چيه شايد اصلا ايرادي وجود نداره.

ولي يك اميد هنوز مونده نمي دونم مدتهاست از او بي خبريم كسي كه تا به حال در اين سن وسال با تمام قدرت ايستاده وتا دير وقت براي اركستر تنظيم مي نويسه و هنوز مي خواد خودش جلوي اركستر بشينه و سنتور بنوازه

اي كاش مي شد لااقل يك بار او را از پشت تلويزيون ملاقات كنيم وبه اطرافيانمون با غرور بگيم اون هنوز مي تونه.

دلمون براي پير مردي كه تمام عمرشو به پاي فرهنگ موسيقي ايران گذاشت تنگ شده.

براي استاد فرامرز پايور  

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 1:57 |

كمي درد دل

اون قديما هرچي 6/8 بود مي زدن:

بله وبله ،بله ديگه

وهر چي دو ضربي بود مي زدن

صد، صدو بيست وپنج ،يكصد و بيست وپنج

مرحوم استاد حسين تهراني

اگه اون مرحوم مي دونست ،وضعيت موسيقي وهنر به اينجا كشيده مي شد كه هيچكه خدا رو بنده نيست هيچوقت دست به تمبك نمي زد،ولي چه مي شه كرد كه جلوي دو چيز را نمي توان گرفت يكي دل و دوم نفس.

 

در ارتباط با هنر

سؤالي كه اغلب براي خودمان و اطرافيانمان به وجود مي آيد عنوان مي كنم به اين صورت كه چگونه شد به دنياي هنر راه پيدا كرديد و چرا؟

اول چند جواب گزينه اي طرح مي كنم من باب د يم د رچي(ديم درچ يعني زندگي قانع كننده مردم از سمت روزمرگي)

همه يه جور-همه يك شكل، كمي هم معني جواديت مي دهد كه البته اين كلمه كجا وآن كجا وبعد نظر شخصي خودم رو اعلام مي كنم.

الف- كلاس داره

ب- هنرمند مي شيم

ج- با بقيه فرق كنيم

د- به ما حسودي كنند

خوب، حالا بهتره نظر خودمو بگم، تا ندانيم مي خواهيم چه باشيم، چه كا ر بكنيم، به كجا برسيم وبراي چي، همواره كجي خواهيم داشت و بعضاٌ گرفتاري در بندهاي عنوان شده به مدت هاي كوتاه وبلند و گاهاٌ هميشگي به وجود خواهد آمد.. ( هيهات )

فكرهم شانسي شده!

بالاخره هر انسان بايد داراي قالبي باشد تا ديگران او را احساس و لقب شخصيت به او بدهند" نكته مهمتر از آن اينكه تا وقتي كه كودكيم به دست خانواده و ديگر سو شانش يار ما باشد كه در خانه و خانواده فكري سالم وجود داشته باشد كه شيره جان ما را به سلامت به پيش ببرد البته تا زمان شكل گيري خود تا آغاز دوران نوجواني.كه فكر در مغز به وجود آمده باشد.(شروع من و منيت)

در غير اينصورت هزاران مشكل صد راه ما خواهد بود كه با كمي دقت به اطراف متوجه خواهيم شد.

شانس چرخ خياطيي!؟

حال گزينه شانس را ادامه مي دهيم مثلا ً؛عمه من چون روي درب چرخ خياطي خوب مي تونسته تمبک بزنه من هم همون جوری الله بختکی یاد گرفتم

كه البته تا اطرافيان چه تاثيري بر روي ما داشته باشند . اين مثال همان فكري بود كه در كودكي در خانواده حاكم بود و .به او اشاره كردم يا به قولي اين موضوع در ژن اولين خاندان خانواده ما بوده

بگذريم......

تصميم كبري با گرايش بي ثباط

حال كه نوجوانيم شروع شده و فكر هم در من بارور شده آغاز استقلال من است ولي چون همه ما مي دانيم كه در اين دوران، فكر ثبات ندارد گاه و بيگاه تصميماتي مي گيرد كه ديگران وخودش را خسته مي كند،دل به جستجو مي پردازد تا چراغي براي راهش مهيا كند و آتش جان را شعله ور سازد و در جستجوي جوانييم بيندازد كه اين آغاز ثبات فكر در جوانيست.

شروع دوران شكل گيري وپايان دوره چرخ خياطي

شروع دوران شكل گيري وپايان دوره چرخ خياطي، ديگر هيچ كس از اطراف در شكل گيري من دخيل نيست و من در جستجوي هادي و چراغش هستم (علي بابا و چراغش ) هادي و چراغش هستم كه به قول شاعر:

شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هائل

(حضرت حافظ)

كه البته ما ايراني ها سالهاست مصداق اين مثاليم

به اميد روزي كه همگي به سر منزل جانان برسيم

مدعي خواست كه آيد به تماشاگه راز دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد

(حضرت حافظ)

دیگر ملالی نیست جز د یم د رچی تون

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 2:14 |

خيلي خوشحالم

 

 

 

خيلي خوشحالم كه به وبلاگ من سر زديد

هدف من از نوشتن اين وبلاگ آشنايي با دوستان هنر مند

،هنر دوست و با ذوق است و نيز سعي خواهم كرد كه در اين وبلاگ

مطالب تخصصي  و مفيد مورد موسيقي براي  علاقمندان فراهم كنم

البته به معرفي آثار و فعاليتهاي موسيقي خودنيز خواهم پرداخت

در اين وبلاگ به كار نقد و برسي آثار موسيقي ايراني نيز

مي پردازيم در حد بضاعت در اين ميان اگر بتوانم از هيچ كمك

و را هنمايي به دوستان هنر جوكوتاهي نخواهم كرد

اميد وارم كه با من و وبلاگ تمبك همراه باشيد

 

Image hosting by TinyPic

 

 

 

+ نوشته شده توسط نیما مالکی زاده در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 12:31 |
121